السيد الطباطبائي

82

مجموعه رسائل ( فارسى )

طور فطرى و وجدانى وجود خود را حضوراً مىيابد و روشن است كه وجود هر موجود متعينى در پرتو افاضه وجود نامحدود ( مطلق ) حق تحقق مىيابد ، پس شهود ( متعين ) خالى از شهود ( مطلق ) نخواهد بود . و نيز انسان مشاهده مىكند كه هر تعينى ذات خويش وابسته و قائم الذات به « اطلاق » است پس اصل تعيّن » قائم الذات و وابسته به « اطلاق تام » است . هم‌چنين آدمى به طور فطرى مىيابد كه خضوع و كوچكى و كرنش موجود متعين و محدود در برابر « مقام اطلاق » و موجود مطلق و نامحدود لازم و ضرورى است . فطرت آدمى نيكويى كار نيك و زشتى كار زشت و اين‌كه تكليف نياز به بيان دارد همه را ضرورى و بديهى مىيابد و اين سه مطلب همان توحيد ذاتى و ولايت مطلقه « 1 » و نبوت عامه « 2 » است كه همه اين امور به طور تمام و

--> ( 1 ) . مقصود از « ولايت مطلقه » همان مقام « ولايت تكوينى » و « وساطت در فيض » است كه در اثر قرب به حق حاصل‌مىشود و براى معصومين به نحو تام و كامل حاصل بوده و شاگردان و تربيت يافتگان مكتب آنان نيز به قدر سعه وجودى و استعداد خود حائز اين كمال مىباشند - گرچه مسئله امامت و وصايت و خلافت بنا به ادله متقن انحصار در اشخاص معينى كه همان امامان معصوم اند دارد و ديگران هيچ‌گونه سهمى و حقى و حظّى از آن ندارند - اما توفيق تقرب به حق و در پرتو قرب حق دست يافتن به يك كمالات و مقامات معنوى ، منحصر به شخص خاص يا اشخاص معينى نبوده و نيست و راه براى همگان باز است . ولايت مطلقه كه تنها براى معصومين عليهم السلام امكان‌پذير بلكه حاصل بوده عبارت است از همان ( واسطگى در فيض ) و ( فناء ذاتى ) و مقام ولايت تكوينى و اشراف بر ما سوى اللَّه - كه البته به اذن إله بوده و هيچ‌گونه شائبه استقلال يا « تفويض » يا « غلو » در كار نخواهد بود ، زيرا همگى بندگان حق و شاگردان اويند و در پرتو فيض و تربيت او و به اذن او چنين مقامات و كمالاتى را حائز گشته‌اند - / البته ولايت معانى ديگرى هم در لغت و در علم فقه و علم كلام دارد كه با مصطلح عرفا تفاوت دارد و در متن رساله حاضر بنا به قرائن فراوان ، همان معناى عرفانى كه اشاره شد مراد است نه چيز ديگر ( 2 ) . مسئله نبوت از مسائل مهم كلامى و مباحث ارزنده اعتقادى است و در علم كلام مطرح مىشود . گرچه عرفا و فلاسفه اسلامى نيز درباره آن همچون ساير اصول اعتقادى به بحث پرداخته‌اند ، اما بحث نبوت ماهيتاً يك بحث كلامى است . بحث از اصل مسئله نبوت و ضرورت وحى و هدايت تشريعى الهى و ارسال انبياء براى هدايت انسان‌ها را اصطلاحاً در علم كلام « نبوت عامه » مىخوانند و در مقابل بحث از نبوت هر يك از انبياء را بطور معين و مشخص ، « نبوت خاصه » مىگويند . براى توضيح بيشتر به كتاب علم كلام ، ( نبوت عامه ) تأليف مرحوم سيد احمد صفائى مراجعه نمايند